بگذارم به خیال تو دمی بنشینم

شبنمی باشم و رویای نمی بنشینم

ضربانی شوم و مثل همین ثانیه ها

بر هجا های دلت زیر و بمی بنشینم

گوشه ی لذتی از جام بلورت بشوم

و به لبهای تو مانند جمی بنشینم

در حریم سخنت با غزلی از باران

صنمی باشم و پیش حرمی بنشینم

دست دردست نسیمی که نوازشگر تو ست

روی گیسوت فقط پیچ و خمی بنشینم

گام بر داری و من بر رد پای گذرت

قدمی در قدمی در قدمی بنشینم

در کنار تو نشستن چه صفایی دارد

بگذارم بگذارم که کمی بنشینم