بیهوده خیال می کنی پیرم من
باکوه غم زمانه درگیرم من
یک لحظه بله بگو و آنوقت ببین
امشب دو هزار بوسه می گیرم من
بیهوده خیال می کنی پیرم من
باکوه غم زمانه درگیرم من
یک لحظه بله بگو و آنوقت ببین
امشب دو هزار بوسه می گیرم من
درودای دوستان خوب وبا وفا دوباره با
نوشتن غزل ها واشعار مان در خدمتتان
هستیم
وادیب مبارک و میمون باد
چون موج لطافتی صمیمی خوب است
هرچیز که کهنه شد جدیدش کردند
جزدوست که نسخه ی قدیمی خوب است
دارم که قرار بود به همین زودی منتشر
شود بدلیل مشکلات پیش آمده باتاخیر
انجام میشود و ممکن است در اوایل
سال نو به سامان برسد
بازارپراست ازقفس های جدید
صیاد نودساله ی مامی خندد
باطرح قشگی از هوس های جدید
دیوار شدم همدم زندانی ها
گیسو شدی و ازاین حکایت رفتی
برشانه ی دیگران به مهمانی ها
لب بر لب و صدا به صدامزه میدهد
حالا که مثل شانه به زلفت نشسته ام
این بوسه های غرق صفامزه میدهد
در بارگاه سبز خدایان عاشقی
اینهابدون چون و چرا مزه میدهد
ازانبساط روشن شبهای آسمان
تا خلوتی بنام خفا مزه میدهد
وقتی که درحلاوت قلبم نشسته ای
شیرینی شروع خدا مزه میدهد
لب بر لب و نفس به نفس مثل این غزل
این لحظه های با تو رها مز ه میدهد
تفسیرقشنگی ازشکیبایی شد
در سفره ی ظهر کربلا بالب خشک
با تیر سه شعبه ای پذیرایی شد